تعداد شوط‌ها

قطع طواف و کم بودن شوط‌های آن

مسأله ۳۰۷ : قطع طواف مستحبی عمداً جایز است و همچنین قطع طواف واجب برای کاری یا ضرورتی بلکه بنا بر اظهر قطع آن مطلقاً گرچه برای کاری یا ضرورتی نباشد جایز است .

مسأله ۳۰۸ : اگر طواف کننده در طواف واجب بی دلیل طواف خود را قطع کرد، پس اگر قبل از تمام نمودن شوط چهارم باشد، طواف باطل است و باید آن را دوباره انجام دهد، و اگر بعد از آن باشد احتیاط این است که آن را تمام کند و دوباره انجام دهد، و امّا در طواف مستحبی می‌تواند آن را از جایی که قطع کرده ادامه دهد و به اتمام برساند، چه قبل از تمام نمودن شرط چهارم باشد و چه بعد از آن، در صورتی که پی‌درپی بودن طواف از نظر عرف به هم نخورده باشد .

مسأله ۳۰۹ : اگر زن در حین انجام طواف عادت ماهانه ببیند، واجب است آن را قطع کند و فوراً از مسجد الحرام بیرون رود، و حکم طوافش در مسأله ( ۲۹۱ ) بیان شد .

همچنان که حکم طواف کسی که در حین انجام آن محدث شود، یا متوجه گردد لباس و یا بدنش نجس است، در مسأله ( ۲۸۵، ۳۰۰ ) بیان شد .

مسأله ۳۱۰ : اگر طواف کننده در طواف واجب به علت مرضی که او را مجبور به قطع آن کرده، یا انجام کاری برای خود یا یکی از برادران دینی، طواف را قطع کند، پس اگر قبل از تمام شدن شوط چهارم باشد، ظاهر این است که باطل است و لازم است آن را دوباره انجام دهد، و اگر بعد از آن باشد، اظهر این است که صحیح است، و بنابراین پس از برگشتن طواف را از جایی که قطع نموده به اتمام برساند، و احوط و اولی این است که پس از به اتمام رساندن آن دوباره آن را انجام دهد، و امّا در طواف مستحبی جایز است آن را از جایی که قطع کرده به اتمام برساند، اگرچه مقدار انجام شده آن قبل از قطع کمتر از چهار شوط بوده باشد، چه قطع آن به علت‌های ذکر شده باشد و یا غیر آنها .

مسأله ۳۱۱ : نشستن و دراز کشیدن در حین انجام طواف جایز است، و در صورتی که نشستن و یا دراز کشیدن را آنقدر ادامه ندهد که عرف طواف را پی‌درپی نداند، طواف صحیح است، ولی اگر آنقدر آن را ادامه دهد که آن را یک عمل یگانه پی‌درپی نداند، طواف باطل است و باید دوباره آن را انجام دهد .

مسأله ۳۱۲ : اگر طواف کننده جهت رسیدن به وقت فضیلت نماز واجب، و یا رسیدن به نماز جماعت، و یا جهت خواندن نماز مستحبی که وقتش تنگ شده باشد، طواف را قطع کرد، جایز است آن را پس از تمام شدن نماز از جایی که قطع کرده به اتمام برساند، چه قبل از تمام شدن شوط چهارم، و چه بعد از آن، چه طواف واجب باشد یا مستحب .

آری در صورتی که قبل از تمام شدن شوط چهارم طواف واجب، آن را قطع کرده باشد، احوط این است که پس از اتمام، آن را نیز دوباره انجام دهد .

مسأله ۳۱۳ : در صورتی که از روی اشتباه یا فراموشی بعضی از شوطهای طواف یا قسمتی از یک شوط را انجام نداده باشد، پس اگر پیش از اینکه صدق عرفی پی‌درپی بودن آن منتفی شود به‌یادش آمد، باقیمانده آن را بجا آورد و طواف صحیح است، و اگر پس از آن باشد، آن را بجا آورد و طواف باز هم صحیح است، و اگر نتواند باقیمانده را خود بجا آورد ـ اگرچه به این علت باشد که نقصان طوافش را پس از رجوع به وطنش یادش آمده ـ دیگری را نائب خود جهت بجا آوردن آن قرار دهد .

و در صورتی که مقدار فراموش شده بیش از سه شوط باشد، بنا بر احوط باقیمانده را بجا آورد و دوباره آن را انجام دهد .

زیادکردن شوط‌های طواف

زیاد کردن شوط‌های طواف پنج صورت دارد :

اوّل : آنکه طواف کننده قصد جزء بودن شوط اضافی برای طوافی که مشغول به انجام آن است یا طواف دیگری ـ نداشته باشد، مانند اینکه آن را به خیال مستحب بودن ـ مثلاً ـ بجا آورد، و این زیادی ـ طواف را باطل نمی‌کند .

دوّم : آنکه هنگام شروع در طواف، قصد انجام آن را به نیت اینکه جزء طوافی باشد که می‌خواهد انجام دهد، داشته باشد، و در این صورت بی تردید طواف باطل است و باید آن را دوباره انجام دهد، و همچنین است اگر این قصد در حین انجام طواف برای او پیدا شود و زیادی که آن را نیت کرده انجام دهد، ولی اگر زیادی را انجام ندهد، باطل بودن شوطهای بجا آورده شده پیش از حصول نیت ذکر شده، مورد اشکال است .

سوّم : آنکه پس از فارغ شدن از طواف و پیش از منتفی شدن صدق عرفی پی‌درپی بودن طواف، یک شوط دیگری انجام دهد به‌قصد اینکه جزء طوافی باشد که تازه از آن فارغ شده، و حصول این قصد پس از فارغ شدن از طواف کامل باشد، و اظهر در این صورت نیز باطل بودن طواف است .

چهارم : آنکه قصد کند شوط اضافی جزء طواف دیگری باشد غیر از طوافی که فعلاً اشتغال به آن دارد، و پس از انجام هفت شوط طواف اوّل و تمام شدن آن، شوط اضافی را انجام دهد و طواف دوّم را نیز به اتمام برساند، در این صورت در حقیقت شوط اضافی حاصل نشده است، و وجهی برای باطل شدن طواف از جهت زیادی شوطها وجود ندارد .

آری ممکن است باطل شود از جهت اینکه دو طواف را پشت سر هم انجام داده بدون اینکه با نماز طواف بین آنها فاصله انداخته باشد، و این عمل جایز نیست، خواه هر دو طواف واجب باشند یا یکی واجب و دیگری مستحب، آری اگر هر دو مستحب باشند هرچند کراهت دارد ولی جایز است .

پنجم : آنکه قصد کند شوط اضافی جزء طواف دیگری باشد غیر از طوافی که فعلاً اشتغال به آن دارد، و پس از انجام هفت شوط طواف اوّل و تمام شدن آن، طواف دوّم را یا اصلاً انجام ندهد و یا اگر انجام داد به اتمام نرساند، و در این صورت نه طواف را زیاد کرده و نه دو طواف را بدون فاصله پشت سر هم بجا آورده، ولی در بعضی صورتها ممکن است طواف به این علت باطل شود که قصد قربت برای طواف کننده حاصل نشود، مانند اینکه از اوّل طواف قصد انجام دو طواف پشت سر هم بدون فاصله را داشته باشد با آگاهی از اینکه انجام دادن دو طواف پشت سر هم بدون فاصله حرام و باطل است، و هرگاه مکلف طواف کننده قصد انجام یک عمل باطل نمود با آگاهی از باطل بودن آن قصد قربت برایش حاصل نمی‌شود، اگرچه عملاً دو طواف پشت سر هم بدون فاصله را انجام ندهد .

مسأله ۳۱۴ : اگر از روی اشتباه چیزی بر شوطهای طواف خود بیافزاید، پس اگر بعد از رسیدن به رکن عراقی یادش آمد، مقدار افزوده را تا یک طواف کامل به اتمام برساند، و احتیاط این است که طواف دوّم را در این هنگام بقصد قربت بدون اینکه واجب یا مستحب بودن آن را قصد کند به اتمام برساند، و پس از آن چهار رکعت نماز بخواند، و افضل بلکه احوط این است که بین آنها فاصله‌ای بیندازد، به این معنا که دو رکعت قبل از سعی جهت طواف واجب بجا آورد و دو رکعت پس از سعی جهت طواف مستحبی بجا آورد .

و همچنین است بنا بر احوط اگر پیش از رسیدن به رکن عراقی یادش بیاید .

شک در عدد شوط‌ها

مسأله ۳۱۵ : اگر برای طواف کننده شک در عدد شوطها و یا در صحّت آنها پس از فارغ شدن از طواف یا پس از گذشتن از محل مشکوک حاصل شود، مانند اینکه حصول شک پس از منتفی شدن صدق عرفی پی‌درپی بودن آن باشد، یعنی اینکه اگر پس از حصول شک بخواهد یک شوط ـ مثلاً ـ بر طواف خود اضافه کند عرف این شوط را با شوطهای سابق یک عمل یگانه به حساب نمی‌آورد، و مانند اینکه شک بعد از اشتغال به نماز طواف حاصل شود، در هر دو صورت توجهی به شک خود نکند .

مسأله ۳۱۶ : اگر یقین کند هفت شوط انجام داده ولی احتمال می‌دهد شوط اضافی نیز انجام داده، مانند اینکه احتمال دهد آخرین شوطی که انجام داده هشتم باشد توجهی به شک خود نکند و طواف صحیح است، مگر اینکه این شک قبل از تمام شدن آخرین شوط برای او حاصل شود، که در این صورت بنا بر اظهر طواف باطل است، و احوط تمام نمودن آن شوط به‌ قصد رجاء است ( یعنی به قصد این که شاید این شوط در واقع بر او واجب باشد ) و سپس طواف را دوباره انجام دهد .

مسأله ۳۱۷ : اگر در پایان شوط و یا وسط آن شک بین سه و چهار یا بین پنج و شش، و یا غیر آن از صورت‌های شک که کمتر از هفت شوط باشد، برای او پیدا شود، طواف باطل است، و بلکه بنا بر احتیاط اگر شک در پایان شوط بین شش و هفت باشد، باز هم باطل است . و همچنین است اگر هر دو احتمال کمبود و زیادی را بدهد، مانند اینکه شک کند که آخرین شوط ششم یا هفتم یا هشتم بوده است .

مسأله ۳۱۸ : اگر شک بین شش و هفت حاصل شود، و بنا را به علت ندانستن حکم شرعی بر شش بگذارد و طواف را تمام کند، و این ندانستن ادامه داشته باشد تا زمانی که وقت تدارک ـ به هر علتی که باشد ـ بگذرد، بعید نیست که طواف صحیح باشد .

مسأله ۳۱۹ : برای طواف کننده جایز است در شمارش عدد شوطهای خود بر شمارش کسی که همراه او طواف می‌کند اعتماد کند، در صورتی که آن شخص یقین به شماره آنها داشته باشد .

مسأله ۳۲۰ : اگر در طواف مستحبی شک در عدد شوطها نماید، بنا را بر کمتر بگذارد، یعنی اگر بین سه و چهار شک کند ـ مثلاً ـ بنا را بر سه بگذارد، و طواف صحیح است.